به درک
◷
تاریخ انتشار: 1396/4/8 | ساعت: 8:19
حتی واسه خودمم سخته تشخیص اینکه الان چرا انقدر حالم بده از یه حرف انقد ناراحت شدم ؟ از یه حرف چرت؟ از چرندیات ذهن یه نفر که انقد وقیح بود که به زبون بیاره ؟ اینکه چطور میتونم این همه حرف بشنوم و جواب ندم برام سواله دیگه دلیلشو میدونم شوکه میشم! وقتی اصلا انتظار ندارم و چرت میشنوم از کسی که توقع ند
سفرهاي نوروزي
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/18 | ساعت: 17:46
انقدر حس خوشبختی دارم که فکر میکنم هیچ دوره ای از زندگیم انقدر پشت هم اتفاقای خوب نیفتاده از یه مسافرت 3 نفره ی کاملاً دوستانه با مرجانه و فروغ گرفته تا رفتن به کنسرت کسی که قلباً آرزمون بود ، اونم تو دیار غربت کمی ترکی و اصطلاحات آذربایجانی هم یاد گرفتیم که پرکاربردترینشون بود: ایندیریم یعنی ت
دل به پاييز نسپرده ايم...
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/18 | ساعت: 17:46
شعر ارسالی از یک دوست: سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم اگر خنجر دوستان,گرده ایم گواهی بخواه
شروع دوباره
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 19:26
سلام دوستان بعضی دوستان پیام دادن که چرا مطلب نمیزارم انشالله به زووودی دوباره مطلب میزارم مدتی خیلییی درگیر بودم و چند تا متن هم نوشتم ولی وقت برای تایپش نشد ممنوووون از پیگیری
دور گردون گر دو روز بر مراد ما نرفت...
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/10 | ساعت: 11:23
سوپرايز تولد 2
◷
تاریخ انتشار: 1395/11/26 | ساعت: 19:33
سخت بود واسه اين عکس چيزي نوشتنبعضي حرفها واقعا گفتني نيسامسال فکر کنم متفاوت ترين تولدها رو دارم تجربه ميکنمتلافي تولد پارسال که خيلي ساده و بي سر و صدا بودامسال پشت هم سورپرايز و برنامه هاي خاص و ....اونم تولد ... سورپرايز ... اونم تو دانشگاه. ...!!!!اينکه چند نفر هماهنگ شن يه جوري سرتو گرم ک...
سوپرايز تولد 1
◷
تاریخ انتشار: 1395/11/26 | ساعت: 19:33
شايد براي هر کسي تو زندگي اين اتفاق نيفته که بتونه دوستاي خوبي داشته باشهشايد پيدا کردن آدمايي از جنس خودت، شانسي باشه که به هر کسي داده نشدهولي من اين شانسو داشتم که يه عاااااالمه دوست خوب داشته باشم ويه عاااالمه لحظه ي قشنگ کنارشون بسازم...مثل مهرناز و افسانه دوستاي خوب و صميمي و قديمي منکه ...
تولد
◷
تاریخ انتشار: 1395/11/26 | ساعت: 19:33
شايد تولدبهانه ي ساده اي براي جشن گرفتن باشه اما حسنش اين بود که با اين تولد تونستيم يه بار ديگه کنار هم بودنو جشن بگيريمجشن بگيريم و بگيم يکي بودن روز و ماه و سال تولدمون شايد تنها يه حسن اتفاق ساده نبوده شايد خيلي پيچيده تر از اين حرف هاستشايدفلسفه ي اين دوستيو اين حس خوبي که از بودنت دارم شايد ه...
با من بگو بگو از راز قلب او... رنگ از رخم پريده
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/18 | ساعت: 4:32
جالبه که يه روز تمامههر کار ميکنم ذهنم آزاد شه و درس بخونماصلا نميشهوااايامتحان ....!البته دروغ نگفته باشم وقتي داشتم آهنگ (دلبرا جان جان جاان جان ... ) و گوش ميدامبه اندازه (2 دقيقه) ذهنم آزاد شد...برم به زوررررر درسشايد اون ذهنم و منحرف کنه ...
چند جمله اي حرفاي خاله زنکي!
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/18 | ساعت: 4:31
امشب هر کار کردم که ذهنم منحرف شه و به چيزاي بد فکر نکنم نشد...!تنها چيزي که ميتونه هم اين فکرا رو تموم کنه و هم آرومم کنه، نوشتنهواسه دل خودم نوشتن...واسه بعضيا حتي درد و دل هم نميشه کرد !يعني يک شبي تو اوج دلگيري اگه درد و دل کني به جاي اين که طرف بزاره به پاي اينکه چقدررررر دلت گرفته ممکنه بزاره ...
فراخوان کنفرانس هاي بين المللي داخلي و خارجي
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
فراخوان کنفرانس هاي بين المللي داخلي و خارجيcallforconferences.com
عمرمارامهلت امروزوفرداي تو نيست/من که يک امروزمهمان توام فرداچرا
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
و امروز گويا جمعه بود...از آن جمعه ها که معمولا لااقل 5 ساعت اضافه در آن پيدا مي شودچه برسد به 5 دقيقه!..صحبت، صحبت «نخواستن» است، نخواستندو چشمانت بگير از من، نگاهت را نمي خواهم که آن مستي ز چشمان سياهت را نمي خواهم براي خستگي هايم، به ديواري زنم تکيه که ديگر شانه هاي چون پناهت را نمي خواهمدو گوشم ...
من ندانستم از اول که تو بي مهر و وفايي
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
نظام مهندسي
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
ما کار نداريم روز، روز امتحانه يا روز پيک نيک و تفريحمهم اينه که ميتونيم حتي روزاي گند بعد امتحاناي سخت و مزخرفو هم، کنار همذيگه به لحظه هايي پر از خاطره تبديل کنيمو اين يعنيشاددددددددددددددددددددددد بودناين يعنيزندگييييييييييييييييييييييييييييييييييياينم ناهار به مناسبت خلاص شدن از امتحان نظام مهند...
خجالت
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
امروزخجالت کشيدمشروع کردم به دليل آورذنولي واقعيت اين بودکه خجالت کشيدماز کوچک شدنخجالت کشيدمخجالت کشيدن و به رو نياوردن سخته
شب سياهي کرد و بيماري گرفت
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:05
دلگير نيستم ها اما امشبنياز به يک خبر خوب دارمحالا مي تواند يک خبر خوب باشديا يک احوالپرسي ساده از آشنايي دوريا حتي يک ايميل کمي محبت آميز...امشبدلتنگ و دلگير نيستمولي انگارغمگينم...
سپاس
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:04
يادش به خير؟ ... نه نميدونم وقتي يه خاطره اي خوب نيست و ميخواي يادش رو زنده کني بايد چي بگي!يادش به شر؟ به چي ؟ پارسال اين روزها بود که خيلي سخت بود فاصله ي 22 تا 28 شهريوردرگير يه اشتباه مسخرهسردرگمي ... گيجي ... زندگي جديد ... اشتباه ... اشتباه ... اشتباه !چقدر سخت بودچقدررررر سخت گذشت انقدر سخت ک...
دلتنگي
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:04
دلمان چقدر براي اينجا تنگ شد...
چرنديات ذهن من
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/11 | ساعت: 13:04
و باز هم مسافرت هاي جاده ايانگيزه هاي ساده و مقصدهاي تکراريامسال دقيقاً به همون تاريخ پارسال تو جاده باز به مقصد پايتخت سفر ميکنمباز تنها تو هواي گرگ و ميش ساعت 5 بعد از ظهر تو اين جاده و اتوبوس و هندزفري و آهنگ و خوراکي هاي جورواجور و اين بار نه با يک ساک کوچيک، بلکه با يک چمدون!!!حالا اصن چي شد که...